رشيد الوطواط

25

مطلوب كل طالب

معنى اين كلمه بتازى : من تعلق بأذيال الياس ، وقطع رجاءه من أموال الناس ، عاش في دعة لا يشوبها نصب ، وفى راحة لا ينوبها تعب معنى اين كلمه به پارسى : هر كه اميد از أموال خلق ببرد ودر دنيا طمع تجمل وزينت ندارد پيوسته قرين راحت باشد وعمر در آسايش گذارد ، شعر : تا تو دل در اميد بستستى * هرچه رنج است جمله در دل تست چون بريدى اميد از دگران * هرچه آن راحتست حاصل تست كلمهء چهل ونهم - الحرمان مع الحرص . نوميدى با حرص است . معنى اين كلمه بتازى : كل حريص محروم وكل طماع مذموم . معنى اين كلمه به پارسى : هر كه بر چيزى حريص ترو مولع تر ، أو از آن چيز محروم تروبى بهره تر ، شعر : اى كه حرص ماندهء شب وروز * باتن مستمند وبا دل ريش از ره حرص دور شو زيراك * هر كجا حرص بيش حرمان بيش گلمهء پنجاهم - من كثر مزاحه لم يخل من حقد عليه أو استخفاف به . هركه بسيار شود مزاح أو ، خالي نبود از كينهء برو يا استخفافى بدو . معنى اين كلمه بتازى : من تعود المزاح حقد عليه الأكابر واستخف به الأصاغر . معنى اين كلمه به پارسى : هر كه بسيار مزاح كند پيوسته بزرگان برو گينه ور باشند وخردان به دو استخفاف رسانند ، وأو هرگز از كينهء بزرگان واستخفاف خردان خالى نبود : شعر : هر كه سازد مزاح پيشهء خويش * گر أميرست پاسبان گردد در همه ديده ها سبك باشد بر همه سينه ها گران گردد